خرید بک لینک

اولین کلمه ی پررنگ اینروزها کروناست....ویروسی که به هیچکس رحم نمیکنه ،ویروسی که یکسالیه مهمون زمین شده و جهان رو فراگرفته ، ویروسی شبیه سرماخوردگی با شدت بالا ، بدن درد شدید ، سردرد ، و متاسفانه بدترین بخش درگیر شدن ریه ها و سیستم تنفسی هست و مشکلات دیگه ای که در بدن هر شخص خودش رو به نوعی دیگه نشون میده ...یکسالی هست که مدارس آنلاین شده ، کسب و کارها خوابیده ، مملکت به تعطیلی کشیده شده ،مردم همه ماسک به دهان در دنیا به زندگیشون ادامه میدن،مردم نمیتونن عزیزانشون رو در آغوش بگیرند ، رفت و آمدها به صفر رسیده ، حتی مردم میترسند در فاصله ی یک متری هم قرار بگیرند ،روزگار تلخیست که روزانه خانه های زیادی لباس عزا میپوشند ، بیمارستانها پر و کادر درمان خسته هستند ، مردم به شدت خسته و افسرده شده اند ، نه سفری ، نه تفریحی و نه معاشرتی ، ویروسی بشدت واگیردار است اما حالا جزیی از زندگی ما شده ....متاسفانه امسال نسبت به سالهای گذشته تورم بیداد میکند و حس میکنم مملکت از دست آقای روحانی در رفته ....به هر طریق این بخشی از تلخی های اینروزاهاست .

الان که دارم این متن رو مینویسم در سومین روز آذر ۹۹ و سومین روز از قرنطینه و تعطیلی دو هفته ای ایران هستیم ، هوا بشدت خوب و بارانی 

اگه بخوام از شما پسرا بنویسم باید بگم آرین امسال کلاس هفتم رو شروع کرد و بشدت درگیر با درس شده ،همه کاراتو خودت میکنی و به هیچ وجه وابسته ی ما نیستی، شب ساعت کوک میکنیم برای ۸ صبح ،خودت بیدار میشی سر کلاسهای آنلاینت حاضری میزنی ، درسها رو گوش میدی و تکالیفت رو میفرستی...زیاد و هدفمند درس میخونی ، خدا رو شکر تو درسات خوبی و مشکلی نداری ، همچنان مودب ، آروم و حرف گوش کن ،همچنان برای کوچکترین کارها کسب اجازه میکنی و بشدت احترام بزرگترها رو داری .

و اما رادین ....دیر بیدارت میکنم دلم میخواد بیشتر بخوابی ، دلم میخواد موتورت دیرتر روشن شه ، آرین صبحها  ساعت ۹ حاضری شما رو میزنه ،

و تو حول و حوش ۱۰ یا ۱۱ بیدار میشی مگر اینکه امتحان داشته باشی 

بعدش باید فیلمهای که معلمت برا درسا فرستاده ببینی و تکالیفت رو انجام بدی و بفرستی 

رادین اینروزها از دستت دلم میخواد سر به بیابون بزنم ،بشدت ازم انرژی میگیری ، اجازه هیچ کاری ندارم ، بشدت سرکش، بشدت پررو، بشدت باهوش ....بگم برات که از وقتی موتورت روشن میشه دهنت میجنبه تا وقتی شب بخوای بخوابی یعنی وابسته ی من نیستیا خودت همه ی کاراتو میکنی ، هوس سیب زمینی کنی بلند میشی میشوری پوست میکنی ،خرد میکنی و سرخ میکنی ، یا سیب زمینی کوکو درست میکنی یا سالاد میوه درست میکنی ، گردو و بادو میشکونی، تخمه میخوری ، غذا گرم میکنی

و وقتی سر درست میشینی ، یا خسته ای یا گرسنه ای یا دستشویی داری یا میخواد کارتون ببینی و یا بری پیش مامان شهلا ،یعنی از ساعت ۱۲ که شروع میکنیم برای سه چهار صفحه مشق و تمرین تا ۱۰ ، ۱۱ شب من با تو درگیرم.اصلا به حرفم گوش نمیکنی ،نه داد و بیداد روت تاثیر داره ، نه محروم کردن از تلویزیون و بازی....

این روزا من سخته ام ، درمونده ام ، خیلی اذیتم میکنی ...با اون که باهوشی و تو درسات اصلا نیاز به کمک و همکاری من نداری و خودت از پس همگی برمیای ولی همش میخوای من کنارت باشم ، همش میخوای از زیرش دربری، و این اصلا اجازه نمیده من بیشتر بتونم به درسات و یوسی مس ات برسم .

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 3:51

صفحه بندی